کل متن ادامه مطالب |
پیشینه سیستان
مجموعه بنای معروف وارزشمند کوه خواجه از بزرگترین آثار خشتی به جای مانده از دوران پیش از اسلام است . این بنا بر روی کوهی به همین نام در 30 کیلومتری جنوب غرب شهر زابل در حوزه سیستان از استان سیستان وبلوچستان در جنوب شرق ایران واقع شده است .شاید باتوان شکوه واهمیت این بنا را در جایگاه سیستان آن زمان جستجو کرد سیستان که به لحاظ جغرافیایی در جنوب شرق ایران ودر مسیر یکی از شاهراه های ارتباطی شرق وغرب ( خراسان بزرگ ) قراردارد اهمیت زیادی در روابط فرهنگی ، نظامی وتجاری منطقه در دوران های مختلف کسب کرده است وهمواره کانون مواجه تمدن های مختلف بوده است .
بر اساس شواهد باستان شناسی ، این منطقه یکی از مراکز اولیه تمدن محسوب می شود . سیستان در کتیبه داریوش هخامنشی در بیستون زرنگ نامیده شده است . یونانیان این منطقه را درانگیانه ودرانجانا نام نهاده اند ودر فارسی میانه سگستان ونیز هم نام با سرزمین سکاها سکستان نیز خوانده شده است در اوایل اسلام آ
ن را سجستان می نامیدند که بعد به سیستان معروف شد سیستان به لحاظ تحقیقات اسطوره شناسی ارزش ویژه ای دارد این منطقه بالاترین سهم در تکوین وتدوین داستانهای اساطیری ومذهبی ایران قبل از اسلام را داشته است .
در فرگرد اول از وندیداد امده که اهورا مزدا سیستان را به صورت سرزمینی عالی وشگفت خلق کرد وهمچنین دریاچه هامون ( دریاچه کیانسه ) محلی است که سوشیانت موعود زرتشت از ان به دنیا خواهد آمد در این باره در یکی از داستانهای ایرانی مربوط به هزاره های دون وسوم از سه هزار سال چهارم عمر دنیا در آئین مزدیسنا امده است که در آب هامون نطفه های زرتشت توسط ایزد نریوسنگ به اردوی سوره آناهیتا سپرده شده است که 99999 فروهر مقدس نگهدار ان هستند ودر این آب مانند سه چراغ می درخشتند سی سال مانده به پایان سده دهم از هزاره زرتشت دوشیزه ای از پیروان آیین بهی
به نام نامیک پد از این آب می نوشد ودر ان می نشیند که پس از ان اوشیدر با هوشیدر به دنیا می آید وسرانجام در پایان جهان یعنی سی سال مانده به پایان دهمین سده از هزاره اوشیدر ماه ، دوشیزه پانزده ساله ای از نسل زرتشت به نام گواکپد در ان ابتنی می کند واز ان می نوشد وسوشیانس را به دنیا می اورد که همانند خورشید درخشان است به روایتی اسطوره ای در کتاب سیستان در مورد این شهر چنین آمده است ساخت نخستین شهر در سیستان با اولین سنگی که توسط گرشاسب نهاده شد شکل گرفت چون کار ساختن شهر زرنگ به پایان رسید ومردم بسیار در آن گرد امدند ضحاک نیز به کاخ گرشاسب میهمان شده وخواست تا در شبستان شراب خورد گرشاسب خشمگین شد وگفت اینجا سیوستن است نه شبستان ودر ان روزگار به مرد مردان سیو می گفتند از آن زمان این ناحیه را سیوستان نامیدند وبه مرور زمان سیوستان به سیستان تبدیل شد .
سیستان محل برخورد کیخسرو وافراسیاب زادگاه کیقباد وکیکاووس پادشاهان اسطوره ای وهمچنین رستم دستان پهلوان بزرگ شاهنامه وخاندانش است .
مجموعه آثار معماری کوه خواجه :
کوه خواجه تنها عارضه برجسته طبیعی سیستان است که مشرف بر دشت سیستان ودر میان دریاچه هامون برآمده است این کوه تحت تاثیر اتشفشان های تفتان در دوره سوم زمین شناسی ایجاد شده واز جنس بازالت است ودر ارتفاع 609 متری از سطح دریا قرار دارد .
کوهی مقدس با قداست چند هزار ساله که از دوران های مختلف تاریخی بر روی آن آثاری بر جای مانده ودر شاهنامه نیز با نام کوه سپند به آن اشاره شده است دریاچه هامون که یکی از بزرگترین دریاچه های فصلی آب شیرین چهان است با مساحت تقریبی 458 هزار هکتار وعمق متوسط پنج متر در فصول پر آب کوه خواجه را در بر می گیرد ومکانی زیبا برای قایقرانی ، توتن سواری وصید است .
بر روی این کوه اثاری از دوران اشکانیان ، ساسانیان وسده نخستین اسلامی به جای مانده است آثاری مانند کهن دژ قدمگاه حضرت ابو الفضل (ع) قدمگاه پیر گندم بریان قبرستان دوره میانه اسلامی وآرامگاه خواجه مهدی ( خواجه غلطان) که نسبش به محمد حنیفه می رسد هم اکنون نیز در روزهای پایانی هفته ودر اعیاد مختلف این ایگاه زیارتگاه مردم منطقه است به ویژه در ایام نوروز وسیزدهم فروردین مکان اجرای مراسم مذهبی وجشن وسرور مردم است با توجه به قدمت آثار موجود در کوه خواجه برخی بر انند که برپایی این مراسم احتمالا ریشه در نوعی مراسم مذهبی ایین مزدیسنا دارد.
تاریخچه تحقیقات :
پژوهشگران بسیاری بر روی مجموعه بناهای متعلق به دوره تاریخی ( کهن دژ) بررسی هایی انجم داده وگزارشهایی را به چاپ رسانده اند ثبت Tateدر سال 1910 م بعد از بازدید وبررسی این مکان اطلاعات خود را درباره معماری بنا منتشر کرد استینSteinدر سال 1915 م بازدیدی از محل داشت ودر سال 1916 م گزارش مقدمانی وسپس در سال 1928م گزارش کاملی را به همراه عکس هایی از نقاشی های موجود در این بنا به چاپ رساند وی این بنا را متعلق به دوره پارت – ساسانی ونیز تحت تاثیر هنر بودایی آسیای مرکزی دانست استین در زمان بررسی خود قطعاتی از نقاشی های دیواری را جدا کرده وبه موزه ملی دهلی نو فرستاد.
هرتسفلد Herzfeldدر سالهای 1925 و1929 م بر روی این بنا کارکرد ودر سال 1932 م گزارش خد را درباره سیستان به چاپ رساند وی نظر خود را درباره این که اینجا بنایی مربوط به دوره پارت وساسانی است به همراه عکس هایی از نقاشی های موجود ارائه کرد در ضمن وی تعدادی از نقاشی ها را از بنا جدا کرده وبه آلمان فرستاد.
در سال 1061 م جورجیو گولینی باستان شناس ایتالیایز نیز از محل بازدید به عمل آورد ونتیجه کار خود را در سال 1964 م به چاپ رساند .به نظر وی بنا دارای 6 دوره فرهنگی از دوره هخامنشی تا دوره اسلامی است وی این طبقه بندی را بر اساس سفال های به دست امده از این محوطه انجام داده است .
دومینکوفاچنا ایتالیایی به سرپرستی هیاتی از سوی مرکز ایزمئو مطالعاتی را بر روی این بنا انجام داد که باعث کشف قطعه نقاشی جدیدی در بنا شد وهمین هیات کارهای مرمت واستحکام بخشی آن را نیز انجام داد.
برخی دیگر از پژوهشگران وباستان شناسانی که مطالعات وبررسی هایی درباره این مجموعه انجام داده اند عبارتند از :
کاوامی که مطالعات خود را بر اساس گزارش های هرتسفلد واستین بر روی نقاشی های به دست امده انجام داد .او دو دوره فرهنگی آثاری از سده سوم وچهارم میلادی بعنی دوره ساسانی واوایل دوره اسلامی را در انجا تشخیص داده است
می بویس نیز بر اساس مطالعات اسطوره شناسی معتقد است که این بنا قبل از دوره پارت ساخته شده ودر چندین دوره تاریخی بعد مورد استفاده قرار گرفته است .
هوف با مطالعه بر روی بنای چهار طاقی این محوطه ومقایسه آجرهای ان با قلعه دختر فیروز آباد آن را به دوره ساسانی انتساب می دهد .
شپیمن بر اساس خشت های بزرگ به کار رفته در ساختار بنا وسفال های به دست آمده آن را دارای پیشینه هخامنشی می داند .
کروگر واشلومبرژه نیز تحقیقاتی درباره تزئینات معماری این بنا انجام داده اند .
در سال های اخیر سید مجمود موسوی با سه فصل عملیات کاوش در این محل آثاری از سازه ها ونیز تزئینات معماری به دست اورد وهمچنین سید منصور سید سجادی نیز اخرین پژوهش های میدانی را در این محل انجام داده است .
بنای خشتی کوه خواجه ( کهن دژ )
شاخص ترین وقدیمی ترین بنای موجود از مجموعه بناهای کوه خواجه کهن دژ است که در شیب دامنه شرقی این کوه با وسعتی حدود 40000 متر مربع ایجاد شده است وبا نام هایی چون قلعه کافرون ، قلعه سام ، قلعه رستم وآتشکده شناخته می شود .
مجموعه فوق از بخش های مختلفی تشکیل شده است که به واسطه عوامل وشرایط جوی بخش های زیادی از آن دچارتخریب وقابل تشخیص وشناسائی نیست .
مجموعه بنای فوق بر روی تراس مستطیل شکل وسیعی ساخته شده است . اطراف بنا دارای حصاری بوده که بخشی از آن هنوز باقی است مجموعه مذکور دارای دو ورودی ، ورودی اصلی در سمت جنوب ورودی دوم در سمت شمال شرقی است دروازده جنوبی دارای یک ورودی طاق دار است که به یک فضای گنبد دار وارد وافراد را به داخل حیاط مرکزی بنا هدایت می کرده است که بر اساس گزارش های موجود تزییناتی نیز داشته است .
حیاط مرکزی دارای ابعاد تقریبی 30 متر طول و20 متر عرض است که دو ایوان وسیع مسقف در دو سوی غرب وشرق ورواق هایی در اطراف ان ساخته شده است .
در بخش شمالی حیاطی پلکانی وجود دارد که امکان دسترسی به سازه های بخش شمالی را ممکن می سازد اطراف حیاط با نیم ستون ها ، طاق نماهای متعدد وتزئینات گچبری فضا سازی شده اند آثاری از دو اتاق Tشکل به ابعاد تقریبی 80/4 × 70/23 متر در پشت ایوان ها موجود است .
در سمت شمال حیاط وروبروی ورودی جنوبی وکنار سر بالایی کوه بخشی وجود دارد که مرتفع تر از بقیه بخش های بنا به نظر می رسد متشکل است از اطاقی مربع شکل با سقفی گنبدی که راهرویی سربسته آن را احاطه کرده است
پژوهشگران به دلیل اینکه این بخش در شمالی ترین وبالاترین سطح ساختمان واقع شده ونیز پایه های یک آتشدان در زیر سقف گنبدی آن یافت شده است این بخش را باقیمانده ای از یک آتشکده یا معبد معرفی کرده اند .در بخش شمالی تالار مسقف کوچکی وجود دارد که بر اساس گزارش های استین وهرتسفلد تمامی آن دارای تزئینات نقاشی دیواری بوده وبه این لحاظ آن را گالری نقاشی نامیده اند .
برای ساخت این مجموعه بنا مصالح متنوعی به کار رفته است از سنگ برای پی ها واز اجر در ازاره ها واز خشت در دیوارها ، ایوان ها وطاق ها ونیز از گچ به عنوان ملات وتزئین دیوارها وتمامی اجزاء ساختمان استفاده شده است .
اندازه خشت ها در ایوان ها ، پی ها ودیوارها متفاوت است معماران با تجربه کوه خواجه در ترکیب داخل خشت ها وآجرها از نی به منظور استحکام بخشی بیشتر بنا استفاده کرده اند ودر بخش داخلی برخی از اخشت ها شیارهایی دیده می شود که به منظور اتصال بیشتر بین ملات وخشت ایجاد شده است واحتمالا در ساخت سقف ها کاربرد داشته است تعداد اندکی آجر مدور نیز به دست آمده که احتمالا در بخش های مربوط به ستون ها با نیم ستون های متصل به دیوار جای می گرفته است .
در این جا شایسته است به نظر مهندس پیرنیا در مورد بنای کوه خواجه اشاره کرد مسئله خیلی مهم در بناهای این کوه وجود فضاهای مادری است که بعدها در کلیه مساجد ، مدارس وکاروانسراهای بعد از اسلام نیز ساخته شده اند متاسفانه محققین غربی سعی دارند هر طور که شده مسئله تاثیر معماری های دیگر کشورها را عنوان کنند که صحیح نمی باشد با توجه به گرمای بیش ازحد اقلیم سیستان ، معماری آن به صورت درون گرا است حیاط وقرارگرفتن فضاهای مختلف در اطراف آن از همین درون گرائی سرچشمه می گیرد از دیگر فضاهای این محل ایوان است که آن را پیشان وهولی نیز می گویند ردپای آن را در بناهایی چون کاخ ها ، کاروانسراها ، مساجد و... در دوره های بعدی می توان دید پوشش ایوان از نوع نیم گنبد وکانه پوش است که در ان طاق تویزه نیز دیده می شود در شکل قوس ها وگنبدهای ان همان طور که مشاهده می شود از قوس های نیم دایره استفاده نشده بلکه از نوع بیزکند می باشد گوشه سازی های زیر گنبد سابقه طولانی این روش را در ایران روشن می سازد.
هنرهای تزئینی کاربردی
تزیینات معماری به جای مانده از این بنا نشان از عظمت ، شکوه واهمیت آن دارد بیشترین این تزیینات که متاسفانه به دلیل شرایط جوی وآب وهوا از بین رفته شامل آثار گچبری نقش برجسته های گلی ونقاشی دیواری است .
الف) گچبری
هنر تزیین با گچ را می توان یکی از شاخص های مهنر ایرانی معرفی کرد که هنرمند معمار در این بنا از گچ ابتدا برای پوشش ونگهداری و زیبا سازی دیوارهای خشتی وهموار کردن سطح دیوارهای ناهموار استفاده وانگاه به صورت تزیینات گچبری ان را به کار گرفته است .
نقفش مایه های مورد استفاده در تزیینات گچبری این بنا همانند نمونه های دیگر دوره پارت وساسانی در قلعه یزدگرد ( کرمانشاه) قلعه گبری ( شهر ری ) وقلعه ضحاک ( آذربایجان شرقی) برای ایجاد این طرح ا از تکنیک قالبی ونیز کار با دست وابزار ظریف توامان استفاده شده است طرح ها واشکال متنوع گچبری در صفحات بزرگ ونیز نقوش تزیینی کوچک وظریف شامل نقش مایه های هندسی وگیاهان استیلیزه می باشد که بیشتر فضاهای حاشیه وکادرها را تزیین نموده اند از جمله گچبری های معرفی شده برگهایی شش پر است که داخل آن گل هایی قلبی شکل ( شبدری ) یک در میان قرار گرفته وتمام نقوش داخل دایره ای محدود شده اند .
از دیگر نقوش به دست آمده می توان به نقش معروف کلید یونانی یا صلیب شکسته های درهم به همراه نقش کنگره پله دار ودایره های مماس اشاره کرد .
ب) نقش برجسته های گلی
تزیین بنا با گل به جای گچ ویا ترکیب
این دو ماده با یکدیگروساخت نقش مایه های مختلف در دوره پارت در شرق ایران بسیار رایج بوده است .
در بنای کوه خواجه نیز نقوش با این تکنیک ساخته شده است ویکی از این نقوش که در حال حاضر تنها تصویری از آن موجود است.
نقش مردی ایستاده با لباس بلند شبیه به پوشاک ساسانی است که قسمت سر ، پاها وبخشی از دست او نیز از بین رفته است .موهای فرخورده وبلند وی در پست سر وهمچنین روبان پیچ خورده ای که احتمالا ادامه تاج روی سر وی بوده نیز نشان دهنده پیکره ای ساسانی است .
ج) نقاشی دیواری
معروف ترین آثار شناخته شده در این بنا تزیینات نقاشی دیواری ان است شامل مجموعه ای زیبا ومنحصر به فرد که بخش های مختلف آن را مزین می کرده است .
بهترین وزیبا ترین نقاشی هایی که هرتسفلد واستین گزارش کرده اند از بخش «گالری نقاشی » به دست آمده که تمامی بخش های آن مانند سقف ودیوارهای اطراف دارای تزیین بوده است ولی متاسفانه در حال حاضر به جز چند اثر رنگ ناچیز چیری دیده نمی شود .
در بالای دیوار ودر قسمت قرنیز مربع هایی کنار هم قرار داشته که داخل آنها یک در میان با نقش گل وتصاویر انشانی تزیین شده است گل ها در میان یک کادر مربع وبه اشکال مختلف به کار رفته اند .
گلهای رز پرپر که بسیار شبیه به گل آفتابگردان ولوتوس ( نیلوفرآبی ) است ویا گل هایی که دارای برگهای دالیری وچین دار می باشند .
به کارگیری رنگهای خاکستری وقرمز در کنار هم به عنوان حاشیه نقوش وزرد وبنفش در گلبرگ ها نشان از اشنایی هنرمندان به خاصیت رنگ ها وچگونه زیبا جلوه دادن انها در کنار یکدیگر دارد ونیز با قلم گیری در روی گلبرگ ها سعی در نشان دادن حالت پیچش برگها کرده اند .
در داخل چهار گوش های بین این نقوش تصاویر دیگری بکار رفته که معروف ترین آن تصویری معروف به اروس سوار بر اسب است در این نقش فردی با چهره نیم رخ ونیزه ای در دست سوار بر اسبی است که پاهای جلو بالا است ونشان از حرکت به جلو دارد دیگر نقوش به کار رفته در حاشیه بالا شامل نقش جوانی سوار بر حیوانی که هویت آن به درستی مشخص نیست ونیز فردی که نشسته وبر بالشتی تکیه زده را شامل می شود نقش دیگری در این مربعها به کار رفته ومعروف به آکروبات باز است که شامل نقش دو نفر است که یکی بر روی دو دست ایستاده وپاها را بالای سر برده وبه طرف عقب گدانده است از فرد فقط نقش پاهای او باقی مانده است به جز نقوش مذکور اشکال دیگری در دو قسمت دیوار گالری وبین پنجره هایی که در سمت غرب وشرق موجود بوده که هرتسفلد گزارشی از آنها تهیه کرده است که در این جا به اختصار اشاره ای به آنها می شود .
اولین نقش هبین پنجره اول دوم گالری مربوط به دو نفر با صورتی بدون ریش است که یکی با موهای مجعد قهوه ای وچشمانی درشت که شیئی بلند سه شاخه ای در دست دارد ودیگری فردی با موهای صاف وعصایی در دست که به حالت سه ربع رخ تصویر شده اند رنگ غالب در این نقش رنگ زرد می باشد که با قرارگیری در کنار رنگ های قرمز وقهوه ای باعث زیبائی ودرخشش بیشتر شده است .
نقش بین پنجره دوم وسوم نقش سه مرد ایستاده کنار هم است که به نقش سه ایزد با سه مجوس معروف است هر سه به شکل نیم رخ با هیکل های پهن وعریض وگردن های کلفت ودر حالی که سر نسبت به هیکل کوچکتر است تصویر شده اند یکی از آنها کلاهی بال دار بر سر دارد وفرد دیگر سربندی به سر بسته است .
در زمان بازدید هرتسفلد نقاشی بین دیوار چهارم وپنجم از بین رفته وموجود نبوده وبین پنجره پنجم وششم نیز احتمالا هیچ تصویری ایجاد نشده بود بین پنجره ششم وهفتم طبق گزارش های هرتسفلد نقش دو نفر است که فرد سمت چپ کلاه خود قرمز با خالهای زرد وفرد سمت راست لباس بلند زرد رنگی بر تن دارد که متاسفانه هیچ عکس وطرحی از آنها موجود نیست .
نقش بین پنجره هشتم مردی را بدون ریش وسبیل با هاله ای زرد رنگ دور سر ونقش یک ماه به رنگ قرمز وزرد بر روی سر را نشان می دهد که به نام خدای ماه معرفی شده است .
دو شکل دیگر که هرتسفلد از این بخش معرفی می کند یکی شامل تصویر پنج مرد است که پشت سر هم به ردیف به حالت نیمرخ ایستاده اند صورت ها همگی دارای ریش وسبیل وبه حالت احترام هستند در حالی که یک دست بر روی شکم وچیزی چون گل لوتوس وحلقه قدرت در دست دیگر دارند .
در پایان آخرین نقشی که از گالری معرفی می شود نقش معروف به شاه وملکه است که نقش دو نفر را در کنار هم ودر میان محلی که احتمالا کاخ شاهی ویا نماد تخت آنهاست با لباس ها وکلاه های تزیین شده ودر رنگ های متنوع نشان می دهد .
گذشته از نقوش موجود در بخش گالری نقاشی ، هرتسفلد از دروازه شمالی نیز دونقش را معرفی می کند که هر دو را به موزه هنری متروپولیتن فرستاده است .
استین بعد از بازدید از دروازه جنوبی ، قطعاتی از نقاشی را جدا کرده وبه موزه دهلی نو فرستاده است به گلفته او دو سبک متفاوت در نقاشی های به چشم می خورد اول نقوش افرادی با لباس های بلند وتقریبا به اندازه طبیعی که شبیه به کارهای بودایی است ودوم اشکالی است که با لباس های تونیک کمردار ، شلوار وچکمه های بلند ارائه شده اند.
در سال 1974 م هیات ایتالیائی در بررسی های خود قطعه ای از نقاشی را یافت که به دلیل ریزش باران از دیوار بیرون جدا شده بود هیات مزبور پس از استحکام بخشی این قلعه نقاشی آن را جهت نگهداری ونمایش به موزه ملی ایران ارسال داشت صحنه به نمایش درامده در این قطعه زمینه ای با دیوارهای بلند وبرج وبارو ها را نشان می دهد که برج های مستطیل شکل با کنگره هایی در بالا به رنگ قرمز تیره قلم گیری شده اند ودر بین این برج ها نیمرخ چند صورت ارائه شده است .
به طور کلی درباره نقوش دیواری کوه خواجه می توان گفت که تمامی نقوش برای نمایش بهتر قلم گیری شده که خطوط تیره در ترسیم حالات موثر بوده ونقاط مختلف دیوار نگاره ها را به هم ارتباط می دهند این خطوط جزییاتی مانند موها ، ریش ، ابرو ، چشم ، لب ، سبیل و سار اجزای تزیینی را نشان می دهند وبه این لحاظ تا حدود زیادی به طبیعت و واقعیت نزدیکتر می شوند رنگ های انتخاب شده برای دیوارنگاره ها عموما حالص وپرمایه اند وارتباط رنگ ها بیشتر در جهت تزیین حالت ها ست رنگهایی که بیش از همه در این دیوارنگاره ها به چشم می خورد عبارتند از قهوه ای ، نارنجی ، زرد ، صورتی ، قرمز ، ارغوانی ، بنفش ، آۀبی ، سبز ، فیروزه ای وسفید .
موضوع این نقوش بیشتر آیینی – مذهبی است که گاهی نوعی شکوه شاهی را نشان می دهد و به طور حتم در ارتباط با نوع کاربری بنا بوده است .
سخن آخر
آثار معماری کوه خواجه را می توان ارگی بزرگ و یا شهری کوچک دانست که حداقل در دوه دوره مشخص پارتی وساسانی و یک دوره اسلامی مورد استفاده بوده و در هر دوره نیز مرمت ، بازسازی و بخشهایی جدید به آن الحاق شده است .بر اساس ساخت بناهای خشتی کوه خواجه در این محل که تقدس طبیعی داشته قراگیری کوهی منفرد در کنار دریاچه فصلی هامون ووجود هر دو عامل در دشتی وسیع که مردم منطقه را برای اجرای مراسم مذهبی به این نقطه هدایت می کرده بیشترین احتمال را به کاربری مذهبی آن می دهد .همچنین استفاده بسیار از عناصر معماری مختلف چون طاق ، گنبد ، طاق نما ، ایوان ، نیم ستون های پیوسته به دیوار که تمامی انها باعث شکوه این بنا شده ونیز تنوع فوق العاده در طرح های به کار رفته در تزیینات معماری چون گچبری ونقاشی دیواری نشان از سعی در عظمت بخشیدن وهمچنین ثروت وتوانگری دارد .ودر اخر باید گفت که نتیجه گیری نهایی ودقیق در خصوص نوع کاربری بنا بر اساس یافته های مادی بیشتری خواد بود که از کاوشهای علمی بنا و محوطه های اطراف منطقه به دست می آید .
برچسب:
نویسنده: asdasd